اگر حفظ کردن فرمولها قرار بود ریاضی را حل کند،
باید هر دانشآموزی که جزوهاش پر از فرمول است، در امتحانها عالی میبود.
اما واقعیت چیز دیگری میگوید.
خیلیها فرمولها را بلدند، بارها تکرار کردهاند و حتی سر کلاس هم جواب میدهند؛
اما سر جلسهی امتحان، همهچیز بههم میریزد، ذهن قفل میکند و یک سؤال ساده به کابوس تبدیل میشود.
سؤال اصلی اینجاست: «چرا حفظ کردن فرمولها در ریاضی جواب نمیدهد؟»
این مقاله ادامهی مقاله شماره ۲ است.اگر هنوز مقاله شماره ۲ را نخواندهاید، پیشنهاد میکنیم قبل از ادامه، حتماً آن را مطالعه کنید.
* حفظ فرمول؛ راهحل سریع یا تلهی پنهان؟
خیلی از دانشآموزها وقتی نتیجه نمیگیرند، یک تصمیم رایج میگیرند:
«باید فرمولها رو حفظ کنم.» در نگاه اول، این تصمیم منطقی به نظر میرسد.فرمولها جواب میدهند؛ پس اگر آنها را حفظ کنیم، مسئله هم حل میشود ؛ اما تجربه نشان میدهد این راه، معمولاً مسیر کوتاه به یک بنبست بلند است.
* چرا مغز به فرمولِ حفظی وابسته میشود؟
چون حفظ کردن، کمهزینهترین کار برای مغز است.مغز ترجیح میدهد بهجای فکر کردن و تحلیل، فقط یک الگو را به خاطر بسپارد و تا وقتی سؤال دقیقاً شبیه مثال باشد، این روش جواب میدهد.
اما ریاضی دقیقاً از جایی شروع میشود که سؤال دیگر شبیه قبلی نیست.
* مشکل اصلی حفظ فرمول چیست؟
مشکل حفظ فرمول این نیست که «بد» است؛ مشکل این است که تنها ابزار یادگیری میشود.دانشآموز: میداند از کدام فرمول استفاده کند، اما نمیداند چرا ؟ نمیداند چه زمانی نباید از آن استفاده کند.اینجاست که ذهن، بهجای فهمیدن، شرطی میشود.
* ارتباط تمرین بیفهم و فرمولهای حفظی
در مقاله شماره ۲ گفتیم که چرا تمرین زیاد همیشه یادگیری نمیسازد.حفظ فرمولها اغلب همان تمرین بیفهم را تقویت میکند.دانشآموز تمرین میکند ، فرمول را تکرار میکند و در آخر جواب میگیرد.اما اگر عدد، شکل یا مسیر سؤال کمی تغییرکند،همهچیز فرو میریزد.این اتفاق تصادفی نیست ؛ بلکه نتیجهی طبیعی حل کردن بدون فهم است.
* چرا فرمولها سر امتحان فراموش میشوند؟
چون فرمولِ حفظشده به حافظهی کوتاهمدت میرود و حافظهی کوتاهمدت، اولین چیزی است که زیر استرس از کار میافتد.به همین دلیل است که یک دانشآموز خوب و شاگرد زرنگ سر کلاس ، سر امتحان گیج میشود یا حتی فرمولها را قاطی میکند.مشکل از حافظه نیست؛ مشکل دقیقاََ از نوع یادگیری است.
* پس فرمول به چه دردی میخورد؟
فرمول باید نتیجهی فهم باشد، نه نقطهی شروع . وقتی دانشآموز مفهوم را بفهمد و مسیر رسیدن به نتیجه را ببیند، فرمول دیگرچیزی برای حفظ کردن نیست؛بلکه خلاصهی یک ایدهی روشن میشود.
در این حالت:
- •فراموش نمیشود
- • قاطی نمیشود
- • در سؤالهای جدید هم قابل استفاده است
* تفاوت دانشآموز قوی و معمولی همینجاست!!
دانشآموز قوی الزاماً فرمول بیشتری بلد نیست.او فقط میداند این فرمول از کجا آمده، چه زمانی کاربرد دارد و چه زمانی نه .این تفاوت ظاهراً کوچک،نتیجههای بزرگی میسازد.
* جمعبندی
♦♦ اگر حس میکنی:
- • فرمولها را بلدی، اما ریاضیات خوب نیست
- • سر امتحان همهچیز قاطی میشود
- • با تغییر کوچک سؤال گیج میشوی
احتمالاً مشکل از وابستگی به حفظ فرمولهاست، نه از هوش و تلاش!
.
.
.








