تقریباً همهی دانشآموزهایی که با ریاضی مشکل دارند، یک جمله مشترک میگویند که من تمرین زیاد حل میکنم، پس چرا یادنمیگیرم؟ دفترها پر از حل تمرین است، زمان زیادی صرف شده،اما نتیجه تغییری نکرده؛ اشتباهها تکرار میشوند و اعتمادبهنفس کمتر از قبل میشود.اینجاست که یک سؤال مهم مطرح میشود: چرا بعضیها با تمرین زیاد هم ریاضی یاد نمیگیرند؟
این مقاله ادامه مقاله شماره ۱ است. اگر هنوز مقاله شماره ۱ را نخواندهاید، پیشنهاد میکنیم قبل از ادامه، حتماً آن را مطالعه کنید.
* تمرین زیاد، نتیجه کم؛ مشکل کجاست؟
تمرین زیاد در ریاضی همیشه به معنای یادگیری بهتر نیست.اگر تمرین بدون فهم انجام شود، ذهن فقط الگو حفظ میکند، نه مفهوم. در این حالت دانشآموز ممکن است جواب بگیرد،اما نمیداند چرا آن راهحل درست بوده است.به همین دلیل، با کوچکترین تغییر در سؤال، همهچیز بههم میریزد و حس بلد نیستم برمیگردد.
مشکل اصلی، کمتمرینی نیست؛مشکل این است که تمرینها به یادگیری فعال منجر نمیشوند.تمرین مؤثر، تمرینی است که ذهن را مجبور به فکر کردن کند،نه فقط تکرار کردن یک مسیر حفظشده.
* تمرینکردن همیشه به معنی یادگرفتن نیست
در ریاضی، زیاد تمرین کردن الزاماً مساوی با یادگیری نیست.اگر تمرینها بدون فهم انجام شوند، ذهن فقط مسیرهای تکراری را حفظ میکند.دانشآموز ممکن است بارها سؤال حل کند و حتی جواب بگیرد،اما هنوز نداند چرا آن راهحل درست است.در این شرایط، یادگیری شکننده میشود؛
با تغییر کوچک در صورت سؤال، ذهن قفل میکند.یادگرفتن زمانی اتفاق میافتد که تمرین باعث فهم مفهوم شود،نه وقتی که فقط نتیجهی نهایی تکرار میشود.تمرین واقعی، تمرینی است که فکر کردن را فعال میکند،نه تمرینی که ذهن را به حافظهی کوتاهمدت وابسته میسازد!
* تمرین بدون فهم، ترس را بیشتر میکند
تمرین وقتی بدون فهم انجام شود، بهجای کمک، ترس را تقویت میکند.ذهن یاد میگیرد فقط جواب بسازد، نه مسئله را بفهمد.در این حالت، هر سؤال جدید میشود یک تهدید؛چون الگوی حفظشده دیگر جواب نمیدهد.دانشآموز بهجای فکر کردن،نگران اشتباه کردن میشود و اعتمادبهنفسش پایین میآید.
بهتدریج، ریاضی از یک درس قابلیادگیری به تجربهای پر از اضطراب تبدیل میشود.تمرینی که فهم نسازد،ترس را تمرین میدهد، نه یادگیری را!
* اشکال اصلی تمرینهای رایج کجاست؟
بیشتر تمرینهای رایج ریاضی، ذهن را به مسیرهای تکراری عادت میدهند. صورت سؤالها شبیه هماند و فقط عددها عوض میشوند. دانشآموز یادمیگیرد از کدام فرمول استفاده کند، اما نمیفهمد چرا و چه زمانی نباید از آن استفاده کند.
در نتیجه، تمرین زیاد میشود ولی یادگیری عمیق اتفاق نمیافتد. این نوع تمرینها ذهن را به حفظ وابسته میکنند، نه به تحلیل و درک مسئله.اشکال اصلی اینجاست که تمرینهابه جای ساختن فهم، فقط سرعت تکرار را بالا میبرند.
* تمرین درست چه فرقی دارد؟
تمرین درست ذهن را مجبور به فکر کردن میکند، نه فقط به تکرار. در این نوع تمرین، مهمتر از جواب، مسیر رسیدن به جواب است. دانشآموز یاد میگیردقبل از حل، سؤال را تحلیل کند،و بداند چرا یک روش را انتخاب کرده است.تمرین درست معمولاً با تعداد کمتر، اما با تمرکز بیشتر روی مفهوم انجام میشود. در چنین تمرینی، اشتباه ارزشمند است؛ چون به فهم عمیقتر منجر میشود.
تفاوت اصلی تمرین درست با تمرین رایج این است که اولی یادگیری را میسازد، دومی فقط توهم بلد بودن را!
* جمعبندی
اگر با وجود تمرین زیاد، هنوز در ریاضی مشکل دارید مشکل از هوشت نیست ؛ بلکه از نوع تمرینکردن است.
♦♦ تمرین بدون فهم:
- •_ یادگیری نمیسازد
- •_ترس را بیشتر میکند
- •_ اعتمادبهنفس را میگیرد
♦♦ تمرین درست:
- _ ذهن را فعال میکند
- _ یادگیری را عمیق میکند.
.
.
.






